راز تولد بردآزاد
برد آزاد خاطرات چند سال قبل من است .پس از یک تحصن دانشجویی در دانشگاه آزاد قزوین ما به عنوان بخشی از متحصنین خواستار برد آزاد برای بیان دیدگاه هایمان شدیم.قرار شد انتخابات برگزار شود وافراد منتخب به عنوان اعضای شورای سردبیری برد آزاد مشغول به کار شوند.درانتخابات ایر عباس محمد علی 121رای آورد وبعد از او من120رای،حامد نوروزیان،خلیل جعفرزاده،جواد ساحلی ووحید فیاضی دیگر اعضای برد بودند اما مدتی نگذشت که کامپیوتری ها به نواب برگشتندوخانم هاشمی به جمع ما پیوست.امیرعباس رابطه خوبی با مسولین داشت وهمین شتاب ما راگرفته بود .من وحامد تا حدودی اتشی تر بودیم ومی خواستم از فرصت به دست آمده کمال استفاده راببریم.بخشی از برد به بریده روزنامه ها اختصاص داشت .یادش به خیر صبح ،جامعه،خردادو....هرروز روی برد بودند بغل گوش ما هم بچه های بسیج یک برد داشتند سه برابر ما.دست نوشته های ما بسیج را به عکس العمل وا می داشت .آن سال بسیج زیادی سیاسی بودومی خواست با رقابت کند بچه های بسیج در انتخابات برد آزاد بازی را به ما باخته بودند.من ،امیر ،حامد وخلیل از بچه های مورد حمایت اصلاح طلبان رادیکال بودیم اما امیر عباس بلافاصله جازد.او 74آمده بود دانشگاه وهنوز فارغ التحصیل نشده بود.حامد وخلیل معماری می خواندندمن وامیر مدیریت وهاشمی هم معماری .هاشمی گوش به فرمان امیر بود.برد جای خوبی بود نقش بک تشکل را بازی می کرد حتما در روز های آینده از آن روز ها بیشتر خواهم گفت.تا بعد
